بسم الله الرحمن الرحیم
سبزیم که در مسیر باران هستیم ؛ موجیم که در یاد بهاران هستیم
کوهیم که از داغی دلشوره ما ؛ یک لرزه ی افتاده به دوران هستیم

۱۳۸۸ دی ۱۳, یکشنبه

باز هم به مرگ سعید امامی فکر کن

جوابی به این حزب اللهی وبلاگش:
الحق که مثل منصور ارضی، مخ یوخدی!
حالا اگر حقایقی را باراک اوباما بگوید، یعنی آن حقیقت از حق بودن مىافتد؟! مثلا وقتی اوباما از خدای واحد حرف مىزند؛ شما توی هیات رزمندگان منصور ارضی از دو تا خدا حرف میزنید تا با اوباما فرق داشته باشید؟
چقدر جوک هستید شما! و چقدر وقیح!
یعنی چون اوباما گفته با معترضین به شدت برخورد شده؛ یعنی نشده؟ یعنی ما که خودمان این خشونتها را دیدیم، باز هم اصلا خشونتی در کار نبوده؟ تو که خودت باید یکی از همین خشونت ورزان بوده باشی! مىدانی چه کار کرده اید!!
راستی در پایان یادداشتت، نوشتی موسوی مسوول این همه خون و زخمىها است. (یقین امام خمینی هم مسوول همه خونی بود که شاه مىریخت!) ولی تو شرم نمىکنی مثل اوباما از کشته و زخمی حرف مىزنی؟! در حالی که هیچ کشته ای و زخمی ای در کار نبوده و نظام هیچ وقت از این کارهای بد توی عمرش نکرده است!! راستی چه بلایی سر شما آمد، که این طور نوکر "نظام" شدید؟ چرا عمله حکومت شدید؟ یعنی دیگر از انقلاب، از اسلام، از آرمانها هیچ حرفی نمىزنید. بلد هم نیستید بزنید. که یک چند تا بچه بیسواد هستید که همه حرفتان را پای عربده کشىهای منصور ارضی یاد گرفته اید. و تنها جرفی که برایتان باقی مانده، مانند سربازان ابن زیاد، "نظام و حکومت" است. و ولایت امیر به سلامت باد!
من همیشه برای امثال تو، از خدا خواسته ام مانند سعید امامی شوید. یعنی پایان کارتان بچشید کارهایی که خودتان با مردم کرده اید. و توسط همین سیستم امنیتی سیاه، شکنجه شده و نابود شوید.
باز هم به مرگ سعید امامی فکر کن. به مرگ صیاد شیرازی فکر کن. به مرگ لاجوردی فکر کن.
اینها خیلی از تو به یزید زمانه نزدیک تر بودند. خیلی ابن زیادتر بودند...
(راستی، گند آن عکسی هم که گذاشتی در آمد! برش دار عزیز جان! اینجا را هم ببین)

تصویر روز

تصویر روز
آخرین شعار منوچهر