بسم الله الرحمن الرحیم
سبزیم که در مسیر باران هستیم ؛ موجیم که در یاد بهاران هستیم
کوهیم که از داغی دلشوره ما ؛ یک لرزه ی افتاده به دوران هستیم

۱۳۸۸ بهمن ۵, دوشنبه

عمليات ژانويه


در كنار شهر كوچكي در جنوب پرو، مراسمي برپا بود. مراسمي كه ريشه در عقايد مذهبي مسيحيان آنجا داشت. همه ساله هزاران نفر از تمامي شهرهاي آن منطقه در اين روستا جمع مىشدند؛ تا سنت صد ساله‌شان را انجام دهند.
ژنرال آگوستينو نگاهش را از كره جغرافيايي روي ميزش برچيد و تيز و بُراق به افسر ستادش چشم دوخت:
- اين بار ديگر من با كسي شوخي ندارم ، مىفهمي؟
سروان وينچنزو سرش را به چپ و راست تكان داد و بىاعتنا به آن همه اطوار ژنرال، گفت:
- هر جور خودتان مىدانيد، قربان!
ژنرال دستانش را به كمرش گرفت و عقب‌گرد به طرف ديوار رفت. چند بار نقشه‌ي روي ديوار را مرور كرد. و باز با آن چكمه‌هاي ساق بلندش شروع كرد به پيمودن عرض و طول اتاق.
× × ×
جشن آغار شده بود. تمثال بزرگي از حضرت مسيح داشت از كوههاي اطراف روستا پايين مىآمد. جمعيت، ديوانه‌وار كنار مجسمه فرياد مىزد و خودش را به دنبال آن مىكشيد. جوان‌ترها پايين و بالا مىپريدند. اما سن و سال گذشته‌ها و مخصوصا زنان در روستا باقي مانده بودند تا رسيدن مجسمه را شاهد باشند. بالاي بام‌ها پر بود از آدم. و صورت برخي از آنها از اشك خيس شده بود. شور و ولايي به پا شده بود.
در گوشه ديگري از روستا، آنجا كه خلوت بود؛ سروان وينچنزو دستگاهش را روشن كرد:
- ژنرال، ما آماده‌ايم.
و لحظاتي بعد گوشي را پايين گذاشت و به همراهانش فرمان حركت داد.
دسته‌ي پنجاه نفره‌ي بىيونيفرم و با همه تجهيزات، دو تكه شدند. نيمي به سمت شمال روستا حركت كردند و بقيه هم به جنوب. و همزمان با ورود تمثال مسيح به اولين درگاهي روستا، حمله شديد آغاز شد.
گروه اول، مردم را با قمه و قداره مىزدند. جمعيت كه به شدت شوكه شده بود به سمت بالاي روستا فرار كرد. صدها نفر زير دست و پا افتادند. اما حمله‌كنندگان همچنان بيرحمانه مىزدند. چندين نفر همان لحظات اول جان باختند. و صدها نفر به شدت مجروح شدند.
با حركت جمعيت به سمت شمال، گروه دوم كارش را آغاز كرد. مسلسل‌ها بيرون آمد و جمعيت به رگبار بسته شد. واقعا كشتار فجيعي شده بود. در قسمتي از خيابان بالايي روستا، نرسيده به چاه نزديك كليسا، جوي‌هاي كوچكي از خون راه افتاده بود.
گروه دوم مهاجمين به پيشروي ادامه دادند تا رسيدند به مجسمه مسيح. و طبق برنامه، مواد منفجره را پاي آن كار گذاشتند. و با خونسردي تمام منفجرش كردند.
از بالاي برج كليسا؛ دلپيروي عكاس، چندين عكس بزرگ از صحنه‌ى انفجار گرفت.
× × ×
فرداي آن روز، روزنامه‌هاي پرو، پُر شده بود از صحنه‌ي حمله به تمثال حضرت مسيح. و گزارش كشتار بيرحمانه جنوب پرو، دم به دم از تلويزيون ملي پرو پخش مىشد.
دو روز بعد، خبرنگاران خشمگين، دور ژنرال آگوستينو را گرفتند. او با دعوت همگان به آرامش، چنين گفت:
- مطمئن باشيد مخالفان دولت، با اين كارشان گور خودشان را كندند. مردم نمىتوانند ببينند به حضرت مسيح چنين اهانت بيشرمانه‌اي شود. من به همه شما مردم غيور پرو اطمينان مىدهم كه همه عاملان اين توهين را دستگير خواهم كرد.
× × ×
يك هفته بعد ، تلويزيون پرو با قطع برنامه‌‌هاي خود، اطلاعيه فرمانداري نظامي پرو را به اين شرح قرائت كرد:
- در پي تلاشهاي ارتش غيرتمند پرو، سران آشوب و توهين به حضرت مسيح دستگير شدند. مخالفان دولت با اين طراحي بيشرمانه خود، به خيال خودشان خواسته بودند مسيح را از ما بگيرند. اما همه آنها اينك در چنگال فداييان مسيح گرفتار هستند. ما پس از تحقيقات فراوان، سي‌هفت‌هزار عنصر خودفروخته را بازداشت كرديم كه در اين ميان اين افراد در مرحله اول محاكمه و مجازات خواهند شد...
× × ×
در اول فوريه همان سال، پنجاه‌وهفت نفر از سران حزب مخالف دولت پرو، اعدام شدند.



تصویر روز

تصویر روز
آخرین شعار منوچهر